صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: وسواس در دین و اشعار مولانا  (دفعات بازدید: 3143 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1504



ديدن مشخصات
« : آگوست 11, 2013, 11:09:38 am »



«واکاوی اندیشة مولانا دربارة بحران وسواس و تأثیر آن بر انسان» 

مریم ارجمندی

کارشناس ارشد زبان و ادب فارسی و دبیر ادبیات دبیرستانهای شیراز

چکیده

وسواس بحرانی است که همواره افکار بشر را به خود معطوف ساخته است. این امر در تفکر بزرگ مرد عرفان - مولوی- تأثیر بسزایی گذاشته و او در شکل داستانها و حکایات به آن پرداخته است. این مسئله در حکایت (عایشه و پیامبر) در دفتر دوم مثنوی مشهود است. نگارندة این جستار در پی آن است که این امر را مورد واکاوی و بررسی قرار دهد.
 کلیدواژهها: وسواس، سورة فیل، حکایت عایشه و پیامبر، مثنوی، مولوی
 
مقدمه
گر شود بیشه قلم دریا مدید
مثنوی را نیست پایانی پدید
 
(مولوی: 3)
مولوی گنجی است که احساسات و افکار بشر را از زمین جدا میکند و تا عرش میبرد. حضرت مولانا در طول حیاتش سعی نکرده قدمی در جهت خلاف قرآن و سنت بردارد و اگر چیزی غیر از این دو عنصر بر ایشان تحمیل گردیده باشد، کذب محض است. وی خود به این امر اقرار دارد که تا وقتی زنده است، بندة قرآن است و بس و وابستگی او به حضرت محمد(ص) و سنت پیامبر همیشگی است:
من بندة قرآنم اگر جان دارم
من خاک ره محمد مختارم
 
اگر نقل کند جز این کس از گفتارم
بیزارم از او و زان سخن بیزارم
 
(مولوی: 323)
کسانی که فقط اشعار مولانا را در آهنگ و لحن وی جستوجو میکنند، در حقیقت پوسته و ظاهر را دریافتهاند. سراسر اشعار مولانا حاوی پندها و موعظههای عمیق اخلاقی و دینی و عرفانی است.
بینش هر انسانی میطلبد که در اشعار وی جستوجویی ادیبانه داشته باشد تا در سراسر زندگی انسانی خویش توشهای برای زندگی خود بطلبد. در این جستار تحلیلی و پژوهشی، نویسنده بر این اندیشه است که عالم عشق و عقل همیشه رویاروی هم قرار گرفتهاند و عقل اهل منطق است و عشق ماوراییتر از عقل تفکر میکند. عشق همان گنجینة معارف خداوندی است و عقل استدلالی چوبین است و به گفتة مولانا:
پای استدلالیان چوبین بود (مولوی: 340)
 
 
 وسواس (obsession) 
 
وسواس در لغت واژهای عربی است که افکار بیاساسی را که در دل انسان خطور میکند به ذهن میآورد. (رائدالطلاب، 1381: 728)
بهشتی در فرهنگ صبا آن را اندیشة شیطانی و دو دلی خوانده است (بهشتی، 1365: 405)
اما گلچین معانی آن را اینگونه میخواند:
پند و نصیحت شیطانی، آنچه شیطان بر دل مردم افکند از اندیشههای بد:
دل بیوسوسه از گوشهنشینان مطلب
که هوس در دل مرغان قفس بسیار است
 
از مامجو تردد خاطر، که عمرهاست
کز آرزوی وسوسه فرما گذشتهایم
(گلچین معانی، 1381: 448)
 
وسواس در زبان و علم روانشناسی
کلمة وسواس در زبان فارسی بیشتر شامل مفهوم اعمال اضطراری اجباری میشود؛ در حالی که معادل این واژه در زبانهای انگلیسی و فرانسه بیشتر بر افکار و محتویات ذهنی مزاحم «ناخواسته» و اجتنابناپذیری که بیماران وسواس از آنها شکایت دارند، دلالت میکند. مفهومی که برای آن در زبان فارس لفظ واحدی وجود ندارد. میزان دقیق بروز و شیوع وسواس را به آسانی نمیتوان تعیین کرد. آثار و داستانهای پراکنده حکایت از آن دارند که این بیماری در طول تاریخ وجود داشته است. (گودرزوند چگینی، 1386: 26)
میگویند: شاهطهماسب صفوی به درد وسواس مبتلا شده بود؛ بهطوری که یک روز تمام، ناخن میگرفت و یک روز از صبح تا شام، در حمام بود و اکثر اشیا را نجس میدانست. نیم خوردة خود را در آب و آتش میریخت و در مجالس، غذا نمیخورد و... . به این سبب در اواخر عمر، تارک جمیع لذات شده بود.
بنابراین، اشرف مخلوقات خداوندی اگر نتواند در امور روزانة خود حد اعتدال را نگه دارد، بیشک دچار وسواس خواهد شد و عواقب آن نیز آزار و اذیت خود و دیگران است. در این میان، رعایت اصول و دستورات اسلام کمک بزرگی به انسان خواهد کرد.
 
وسواس در دین اسلام
امام صادق(ع) میفرمایند: هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه قلبش دارای دو گوش است: یک گوش که وسواس خنّاس در آن میدمد و گوش دیگر که فرشتگان در آن میدهند. پس خداوند مؤمن را با آن فرشته یاری میکند و این معنای فرمودة خداوند است: «و آنان را با روحی از جانب خویش یاریشان کرد». (مکارم شیرازی، 1352: 245)
حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: الجاهل اَمّا مُفرِط اّو مفرَط: افراط و تفریط هر دو نشانة جهل و بیعقلی است.
(نهجالبلاغه، 1373: 525)
قال الصادِقُ «کُلُ ماءٍ طاهِر اِلّا ما عَلِمْتَ اَنَّهُ قَذَر»
امام الصادقُ (ع) فرمود: «هر آبی که به آن دسترسی پیدا کنی، پاک است، مگر علم پیدا کنی که نجس شده» (حیدر نراقی، 1389: 809
 
2. وسواس در شعر مولوی
حکایت عایشه و پیامبر (ص)
مصلی به هر جا نماز میکنی چون است؟
داستان از آنجا شروع میشود که پیامبر (ص) هر مکانی از خانه را انتخاب میکنند برای نماز خواندن، عایشه بر ایشان ایراد میگیرد.
هر کجا یابی نمازی میکنی
میدود در خانه ناپاک و دنی
(مولوی، 1375: 644- 645)
سخنان عایشه روایتی است که در کتابهای حدیث از جمله مسند احمد، سنن دارمی و صحیح بخاری آمده است، که «جعلتُ لی الارض طهوراً و مسجداً».
در این بیت عایشه نقش انسانی نیازمند هدایت و پیامبر (ص) نقش راهنمایی را دارد که هدفش هدایت انسانی است که دچار وسواس است. این حکایت رویارویی عقل و عشق یا تقابل بشر عامی و بشر روحانی است:
گفت پیغمبر که از بهر مهان
حق نجس را پاک گرداند بدان
 
(همان: 645)
منظور پیامبر (ص) از مهان، امامان، پیشوایان، ابدال حق و پاکان روی زمین است. در بیت بعد، پیامبر (ص) سجدهگاه خود را تا طبقة هفتم آسمان میداند که خداوند، زمین تا آسمان را برای نماز وی پاک و مصفا گردانیده است:
سجده گاهم را از آن رو لطف حق
پاک گردانید تا هفتم طبق
(همان: 645)
مولانا در این داستان به انسان هشدار میدهد که حسادت ورزیدن با بزرگان، انسان را به ابلیسی تبدیل میکند که فقط وسوسه به سراغش خواهد آمد:
هان و هان ترک حسد کن با شهان
ورنه ابلیسی شوی اندر جهان
(همان: 645)
پیامبر (ص) با وجود اینکه میدانستند محل نماز خواندن آلوده است، بنابر مصلحتی نماز را خواندند و کار ایشان بر وجه شرع است؛ مانند «حلاج»که میگفت: «انا الحق» اما همگان نمیدانستند که در سخن او چه رازی نهفته است:
صاحب دل را ندارد آن زیان
گر خورد او زهر قاتل را عیان
(مثنوی: 648)
مراد از صاحب دل، ابدال و پاکان خداوند بر روی زمین است و منظور از زهر قاتل، همان وسوسههای انسانی شیطان صفت است. مولانا با استناد به قدرت حق در سورة فیل به انسان توصیه میکند که حرف دل را پذیرا باشد و اگر از این پس دچار وسواس گشت، سورة فیل را مدنظر قرار دهد:
قوت حق بود مر باپیل را
ورنه مرغی چون کشد مرپیل را
 
لشکری را مرغکی چندی شکست
تا بدانی کان صلابت از حق است
 
گر تو را وسواس اید زین قبیل
رو بخوان تو سورة اصحاب فیل
 
ورکنی با او مری و همسری
کافرم دان گر تو زایشان سر بری
(همان: 646)
مولوی مرز بین مسلمان و کافر شدن را وسوسه میداند؛ چرا که وسوسه و اندیشة بد در دل راندن کار انسان نیست؛ کار شیطان رانده شده از بهشت است. او داستان اصحاب فیل و پیروزی و قدرت خداوندی در برابر لشکری ابرهه را دلیلی محکم بر گفتة خود میداند.
 
معنی خنّاس به فارسی «دیو سرکشیده و واپس رونده» است. فیروزآبادی در کتاب «القاموس المحیط» میگوید: «خناس شیطان است، زیرا «یخنس اذکر ذکرالله عزوجل». به قولی دیگر، خناس صفت دیو وسواس است» و خنوس او آن است که درون سینة فرزند آدم در آید و خرطوم بر دل او نهد  و مادام که بنده از خدا و آخرت غافل باشد، در دل او وسوسه کند و چون آدمی یاد خدا کند، دیو واپس رود و خرطوم باز دارد. (مظفری، 1388: 105)
 
حکایت ابلیس و فرزند او، خناس:
این از جمله حکایات جالب مندرج در اشعار است. در این داستان، ابلیس فرزندش را به حوا میسپارد و آدم از پذیرفتن او سرباز میزند و چندین بار سعی در نابودی خنّاس دارد اما ابلیس هر بار فرزندش را نجات میدهد و در آخر آدم خنّاس را تکهتکه میکند و از او آشی میپزد که خودش و حوا آن را میخورند، در نتیجه ابلیس خوشحال میشود که خنّاس در دل آن دو جا گرفته است.
این حکایت را عطار به زیبایی در الهینامه ذکر کرده است یا حکایت زیبارویی ابلیس به قول سعدی:
«برانداختم بیغشان از بهشت
کنونم به کین مینگارند زشت
 
مرا همچنین نام نیک است لیک
ز علت نگوید براندیش نیک»
(بوستان سعدی)
سعدی به زیبایی این گلایة ابلیس را به تصویر کشیده است. در حکایت دیگر، آدم که از کارهای ابلیس شقی تعجب کرده است، خنده سر میدهد. سرانجام خداوند او را سرزنش میکند و آدم توبهکار میشود. مولوی این حکایت را با زبانی زیبا و دلنشین در جلد چهارم مثنوی بیان کرده است.
شاعران معاصر نیز در اشعار خود به شخصیت ابلیس و کارهای او پرداخته و به حکایتش اشاراتی داشتهاند؛ از جمله استاد شهریار:
«به جنتّ جنگ آدم بود و شیطان
خدا هم عذرشان را خواست از دم
 
فرود آوردشان در خاک و فرمود
جهنم با بهشت، اینجاست توأم
 
اگر صلح و صفا، عالم بهشت است
وگر جنگ و جدل، دنیا جهنم
 
در این صورت چه نابخرد کسانیم
که غمگین میکنیم این عیش خرم»
ایرج میرزا نیز به حکایتی از ابلیس اشاره دارد. در این ماجرا، یک شب ابلیس با شکلی مهیب به بالین جوانی میرود و از او میخواهد که اگر خواهان رهایی از دست وی است، از این سه چیز، یکی را انتخاب کند:
«یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار
یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
 
یا خود ز می ناب بنوشی دو سه ساغر
یا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را»
جوان نوشیدن شراب را برمیگزیند و:
جامی دو سه میخورد چو شد خیره زمستی
هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
چه در ادبیات سنتی و چه در ادبیات معاصر، حکایاتی از ابلیس و ویژگیهای او به چشم میخورد که خواندن آنها، خالی از لطف نیست.
 
نتیجهگیری
از مشخصههای فکری مولانا بشردوست بودن و بینش عمیق وی نسبت به ابعاد و زوایای وجودی آدمی است.
از جمله مسائلی که او بدان توجه دارد، «وسواس» در وجود بشر است که گاه روح و جسم او را دربرمیگیرد. مولانا همچون موضوعات دیگر این بحران را در قالب تمثیلی بیان میکند. حکایت عایشه و پیامبر بیانگر این امر است که در این جستار به آن اشاره گردید. نتایجی که از واکاوی این داستان و تأثیر آن دریافت شد عبارتاند از:
1. سخنان صاحب دلان و پاکان میتواند سرمنشأ تکامل و هدایت انسان خاکی باشد.
2. وسواس و تردید ویژگی شیطان است نه انسان.
3. سفارش پیامبر به انسان: اگر دچار وسواس شدید، سوره فیل را قرائت کنید.
4. پاک بودن دل میتواند انسان را از وسواس نجات دهد.
 
منابع
1. شهیدی، سیدجعفر؛ شرح مثنوی، دفتر دوم، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، 1375.
2. فروزانفر، بدیعالزمان؛ شرح مثنوی، دفتر دوم، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، 1375.
3. بهشتی، محمد؛ فرهنگ صبا، تهران، انتشارات صبا، 1370.
4. گلچین معانی، احمد؛ فرهنگ اشعار صائب، جلد دوم، تهران؛ امیرکبیر، 1381.
5. مسعود، جبران؛ رائدالطلاب، مترجم: عبدالستار قمری، تهران، یادوارة کتاب، 1381.
6. آ. صلاحالدین، هدیات اوغلی؛ زندگی و شخصیت حضرت مولانا محمد جلالالدین رومی
7. علی (ع)، فیضالاسلام، نهجالبلاغه، تهران، فیضالاسلام، 1373.
8. حیدر نراقی، علیمحمد؛ وسواس، شناخت و راههای درمان، قم، مهدی نراقی، 1389.
9. مجازی، وسواس و درمان آن، چاپ چهارم.
10. وسوسه وسواس در اسلام، ارگانی بهبهانی، چاپ دوم، تهران، امیر
11. سارافینو، ادوارد؛ روانشناسی سلامت، تهران، رشد، 1380.
12. کدیور، پروین، روانشناسی شخصیت، تهران، آگاه، 1380.
13. مظفری، سولماز؛ ابلیسنامه، شیراز، کوشامهر، 1388.






خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1504



ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : مارس 23, 2014, 01:53:36 pm »



- آزمون وسواس(فکری،عملی و شخصیت وسواسی).

توضیح:ابتدا سوالات را بخوانید وبعد اولین جوابی را که به ذهنتان میرسد (بلی،خیر) یاداشت کنید سپس تعداد جوابهای مثبت خود را یاداشت کنید.

1- آیامدت زیادی راصرف تنظیم کاغذها و یادداشت هایتان میکنید تا اگر روزی به آنها احتیاج داشتید دقیقا بدانید که کجاست؟

2- اگر پیشامد غیرمنتظره ای مو جب هم خوردن برنامه ها و عادات روزانه بشود . ازاین بابت دلخور میشوید؟

3- آیا نظم و نظافت همه چیز برایتان اهمیت دارد؟

4- آیا قبل ارخواب کارهای شخصی خاصی انجام میدهید که درصورت تغییر برنامه خوابتان مختل شود ؟

5- آیامعمولا پیش از آنکه در را به روی کسی بازکنید موها و لباستان را مرتب میکنید ؟

6- آیا همیشه تمام قرارهای ملاقات و کارهایی را که باید انجام بدهید در دفتری مینویسید؟

7- اگر احتیاج به چیزی داشته باشید آنرا از کسی قرض نمیکنید تا منت دیگران را نکشید ؟

8- درصورتیکه خانه ای که درآن زندگی میکنید بهم ریخته و کثیف بشود ناراحت میشوید ؟

9- آیا چیزهای بدرد نخور را برای روز مبادا نگه میدارید ؟

10- آیا بیشتر اوقات کارها را خودتان انجام میدهید و آنرابه کسی واگذار نمیکنید چون میخواهید به نحو احسن انجام دهید ؟

11- آیا همیشه مراقب هستید تا جزیی ترین بدهی ها را جبران کنید ؟

12- آیا ازاینکه در اماکن عمومی به میکروب های سایرین الوده بشوید احساس ناراحتی زیادی مکنید؟

13- آیا تمام پولهایی را که خرج میکنید به دقت حساب میکنید ؟

14- اگر درخانه کس دیگری اقامت داشته باشید آیا تمامی راههای امنیتی را بررسی میکنید تا درصورت بروز حوادث
غیرمترقبه به آن متوسل شوید؟

15- آیا نسبت به قفل کردن در پنجره یاخاموش کردن چراغ ها یا گاز وسواس بخرج میدهید ؟

16- آیا بعضی عقاید خرافی را باور دارید و  به آنها عمل میکنید؟

17- آیا بعضی اوقات وقتی دست هایتان تمیز است نیاز به شستن آنها مییابید ؟

18- آیا گاهی اوقات در ذهن تان آنقدر فکر و خیال هست که میخواهید آنها را متوقف کنید ؟

 

تفسیر  آزمون
 

 دراین تست اگر 10 سئوال یا بیشتر جواب مثبت داده اید یعنی از وسواس یا شخصیت وسواسی  رنج میبرید. هرچه میزان جواب های بله بیشتر باشد یعنی شما فردی مراقب ،با وجدان ،منضبط ،جدی و مشکل پسند هستید و درصورت مشاهده بی نظمی و بی نظافتی درمحیط اطرافتان ناراحت و عصبانی میشوید.

در صورتی که تعداد جوابهای مثبت شما کمتر از 10 باشد یعنی  شما فردی راحت هستید و نیاز به نظم  و  انضباط  افراطی درشما وجود ندارد.


http://www.drdarabi.blogfa.com/1389/12






خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
 
پرش به :