صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: بازی چهار  (دفعات بازدید: 1299 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1504



ديدن مشخصات
« : آپریل 28, 2014, 08:01:52 pm »



 حالا گیرت آوردم پدر سگ

تز : این بازی را می توان به صورت متداول به بازی پوکر تشبیه کرد . .
مرد در یک دور پنج ورق گیرش می آید که برد وی را محرز می کند مثلا چهار تا تک دارد . در این جا اگر او بازیگر " حالا گیرت آوردم پدرسگ " باشد ، بیشتر به فکر خرد کردن رقبش خواهد بود که در چنگش است و در بند آن نخواهد بود که پول بیشتر ببرد .

فرض کنید مرد می خواهد قسمتی از لوله کشی خانه اش را عوض کند ، و پس از کلی مطالعه و مذاکره با لوله کش بالاخره با اوقرار و مداری می گذارد . روی مبلغ هزینه توافق کرده و بین آنها قولی رد و بدل می شود دال بر اینکه هیچ گونه خرید دیگری پیش نیاید . اما آخر سر وقتی صورتحساب به دست مرد رسید ،دید در یک مورد چند تومانی برای تعویض یک قطعه کوچک که قبلا صحبتش نبود اضافه شده است .
اینجا مرد از کوره در می رود و با لوله کش شروع به مشاجره می کند و از وی توضیح می خواهد . لوله کش از این رفتار جا نمی خورد ولی مرد کاملا مصر است که این مبلغ اضافی را پرداخت نخواهد کرد . لوله کش همه ی حرفهای مرد را می شنوند و در نهایت تسلیم می شود .


اما کاملا مشخص است که لوله کش و مرد هر دو از ابتدا ی صحبت و قرار داد بستن یکدیگر را شناسایی کرده و مشغول بازی بوده اند.

لوله کش با ارائه صورتحساب اولین حرکت تحریک آمیز را اجرا کرد . چون مرد از لوله کش قول گرفته بود . پس او حق نداشت چیزی اضافه کند . پس مرد احساس می کند هر اندازه که عصبانی شود و سرسختی کند حق دارد . و به جای اینکه همچون یک بالغ با احترام با لوله کش مصالحه کند و تکدر خاطر خود را معصومانه ابراز دارد . ا ز این فرصت بیشترین استفاده را کرد تا از تمام راه و رسم زندگی و طرز عمل کرد لوله کش انتقاد کند . یعنی به نوعی مرد به بهر برادری از مسئله جزیی پرداخت که البته از نظر اجتماعی جای دفاع داشت . اما مرد از این فرصت استفاده کرد تا خشمهای سالها محبوس شده ی خود را بر سرحریف اغوا گرش خالی کند . درست همانطور که مادرش ممکن بود رفتار کند .

بعد از این مرحله مرد احساس رضایتمند ی دارد و احساس شعفی پنهانی می کند چرا که در تمام طول عمر به انتظار چنین فرصتهایی است تا خود و خشمهای فرو خورده یک عمرش را تخلیه کند .


از آن سمت بازی لوله کش : چرا هر چی کاسه کوزه است باید سر من بشکند بود .


بازی " وحشتناک نیست ...؟"

حالا گیرت آوردم پدر سگ یک بازی دو نفره است و البته نباید با بازی " وحشتناک نیست ...؟ " اشتباه گرفته شود .


دربازی " وحشتناک نیست ....؟" فرد در جستجوی ظلمی است تا با شکوه و شکایت به یک فرد ثالث ، بازی را سه نفره کند : متجاوز ، قربانی ، معتمد .

بازی وحشتناک نیست ...؟ تحت شعار " هر غمی غمخواری می طلبد " انجام می گیرد . معتمد معملا کسی است که خودش هم به این بازی دست می زند . .

بازی " چرا باید هر چی کاسه کوزه است ..." نیز بازی سه نفره است ولی در این جفرد عمل کننده سعی دارد به اثبات برساند که بدبختی اش از دیگران شدیدتر است و رقابت سایر افراد بد اقبال را بر انگیزد .


این بازی می تواند در نوعی کم و بیش ظریف تر یکی از بازی های ازدواج نیز محسوب شود.

آنتی تز : بهترین آنتی تز ، رفتار صحیح است .مسئله باید در ابتدای امر به وضوح روشن شود و نهایت احتیاط برای جلوگیری از بروز هر نوع اشتباه در حساب به عمل آید . اگر سوء تفاهمی روی دهد ،حل قضیه باید از طریق تسلیم شرافتمندانه به واقعیت صورت گیرد .

در زندگی روزمره ،معامله ی تجاری با بازیگر " حالا گیرت آوردم ..." همیشه مخاطره به حساب می آید .

با همسر چنین آدمی باید با دقت و احترام خاصی رفتار کرد و باید از کوچکترین حرکتی که بوی تو جه و تعارف های زن پسندانه بدهد احتراز جست . به خصوص در مواقعی که شوهر خودش چنین حرکاتی را تشویق کند .





خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
 
پرش به :