صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: یک بعد از ظهر پائیزی( شعر نو)  (دفعات بازدید: 4776 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
امیر رها
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 12



ديدن مشخصات
« : جون 14, 2010, 10:52:34 pm »

یک بعد از ظهر پائیزی

لم داده روی تخت ،

از لابلای برگهای لرزان درخت پیر حیاط خانه

دامن طلائی خورشید پر زرق و برق پیداست

ملحفه خنک زیر تن داغ و سنگینم می چسبد

صدای سوراخ کردن آسفالت خیابان هیچ مهم نیست

وقتی از آسمان شعر نور میبارد

برگها مشاعره پرشوری دارند انگار

همیشه شاعر بوده ام اما ...

نفس خنک پائیزی را عمیق تر میکشم...

شعر من اما خود من است، گریزان از قالب

فراری از محدوده ها،قافیه ها،کلیشه ها...

من چرا شاعر نباشم، هستم ، مثل برگ، مثل نسیم،..

فکر میکردم بزرگ شده ام، آئینه صدایم زد

موهای سفید تک تک سر بلند کرده اند مغرور

آری انگار بزرگ شده ام

بسیار کوچکم اما برای دوست داشتن همه اهل زمین

همنوعانمان را دوست داریم اما

شرم آور است این ادعا

آنگاه که فریاد کمکش را زیر پا میکوبیم

چشم تمنایش را به ندیدن می انگاریم

گلی را برای نوشیدن شهدش به جان میخواهیم ،

اما خار او را بر نمی تابیم،افسوس

باور کن، تلخ یا شیرین، باور کن ما همه انسانیم

بد و خوب، زشت و زیبا همه انسانیم

در بدی های هم مشترک، مسئول، مؤثر، زمینه ساز

یکدیگر را دوست بداریم

تنهائی حق ما نیست

ما همه انسانیم

خوب یا بد

خارج شده است

raha
mahsa
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 47



ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : فبریه 24, 2011, 08:55:53 am »

سلام چرا دیگه مطلب نمیذارید؟؟؟
خارج شده است
mahsa
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 47



ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : آگوست 23, 2016, 12:23:32 pm »

 شوکه
خارج شده است
صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
 
پرش به :