صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: سوالات حقوقی  (دفعات بازدید: 6866 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« : جولای 18, 2010, 01:25:01 pm »


مراد از تمکین زن نسبت به شوهر چیست؟
پرسش:
آیا مراد از تمکین زن در برابر شوهر و در مسائل زناشویی، این است که زن باید خود را برای لذتهای جنسی ، تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلوگیری نکند یا شامل مسائل دیگر هم می شود؟
 
پاسخ:

 مراد از تمکین زن در برابر شوهر خود که اسلام آنرا بر زن واجب نموده است، تمکین در مسائل زناشویی است اما در سایر مسائلمانندمسائل مالی و اقتصادی، مسائل فکری و فرهنگی و... زن، دارای استقلال می‏باشد
 
منبع: پایگاه حوزه23272327



[b]http://www.hawzah.net/Hawzah/QandAs/QandAs.aspx?id=9685[/b]


خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : جولای 18, 2010, 01:26:05 pm »



نفقه چيست؟

    نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن، از قبيل مسكن، البسه، غـذا، اثاث منزل، و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض". و شوهر مكلف است همة آن ها را متناسب با وضعيت خانوادگي و اجتماعي زن فراهم نموده و در اختيار او قرار دهد.
خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : جولای 18, 2010, 01:26:42 pm »


  آيا زن مي تواند پس از جدايي از همسر خود باز هم نفقه مطالبه كند؟

 در صورت وقوع طلاق، هرگاه علت جدايي عدم تمكين يا نشوز زن به دليل ترك خانه نبوده و طلاق رجعي باشد، پرداخت نفقه زن در طول مدت عده (زمان تعيين شده پس از وقوع طلاق يا فوت شوهر كه زن در اين مدت حق ازدواج مجدد ندارد) بر عهده مرد خواهد بود. به عكس در طلاق خلع ( به دليل كراهت زن از همسر خود)، مرد از پـرداخت نفقه معاف است، اگــرچه زن مـي بايست عده نگاه دارد.
خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #3 : جولای 18, 2010, 01:27:16 pm »

ضمانت اجراي عدم پرداخت نفقه چيست؟

دو نوع ضمانت اجرا براي خودداري مرد از پرداخت نفقه وجود دارد:

   1- ضمانت اجراي حقوقي: هرگاه به رغم تمكيــن زن، شوهر از پرداخت نفقـــه خودداري كنــد زن مي تواند با طرح دعوي حقوقي، محكوميت او را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد؛ در اين صورت دادگاه، حكم به پرداخت نفقه خواهد داد. در اين مورد بايد افزود كه اگر دادگاه حكم به پرداخت نفقه صادر كند و مرد واقعاً از پرداخت آن ناتوان باشد، زن اين حق را دارد كه در صورت تمايل، تقاضاي طلاق كند.

   2- ضمانت اجراي جزايي: علاوه بر ضمانت اجراي حقوقي، از آن جا كه نپرداختن نفقه در قانون ايران، جرم نيز محسوب مي شود، زن مي تواند با مراجعه به دادسراي عمومي، تعقيب جزايي شوهر را بخواهد. در اين صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه، مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نيز محكوم خواهد شد.


خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #4 : جولای 18, 2010, 01:29:02 pm »


نفقه زوجه شامل چيست؟
 
از جمله تكاليف زوج نسبت به زوجه، پرداخت نفقه زوجه است كه در صورت استطاعت و تمكن مالي زوج، برعهده وي قرار گرفته و مكلف به پرداخت مستمر آن به زوجه مي‌شود. تمكين زوجه از زوج نيز از جمله تكاليف قانوني زوجه است كه با عقد نكاح به عهده وي قرار مي‌گيرد.
استطاعت و تمكن مالي زوج و تمكين زوجه، از جمله شرايط پرداخت نفقه است. بنابر اين در صورت وجود اين دو شرط (تمكين زوجه و استطاعت مالي زوج)، و استنكاف زوج از پرداخت نفقه، زوج مرتكب جرم «ترك انفاق» شده و مستوجب مجازات خواهد بود. به منظور آشنايي با نفقه و شرايط تحقق جرم ترك انفاق توجه به نكات ذيل خالي از فايده نيست:
نفقه زوجه شامل چيست؟ نفقه زوجه شامل «همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زوجه از قبيل مسكن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزينه‌هاي درماني و بهداشتي و خادم (در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض) مي‌باشد.
پرداخت نفقه از چه زمان آغاز مي‌شود؟ پس از انعقاد عقد ازدواج، تعهد زوج به پرداخت نفقه زوجه آغاز شده و اين تعهد تازماني كه رابطه زوجيت ميان زوجين برقرار است، ادامه مي‌يابد.
پرداخت نفقه به چه ترتيب صورت مي‌گيرد؟ زوج و زوجه با توافق يكديگر، روشي را براي پرداخت نفقه به زوجه انتخاب مي‌كنند و از آن پس، پرداخت نفقه به آن روش انجام مي‌گيرد.
تعيين ميزان نفقه چگونه است؟ براي تعيين ميزان نفقه، قانون، جدول يا فرمولي وجود ندارد بلكه ميزان نفقه بر مبناي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زوجه و منطبق با عرف زمان و مكان زندگي زوجين تعيين مي‌شود.
تكليف عدم استطاعت مالي زوج چيست؟ پرداخت نفقه زماني بر زوج واجب است كه وي تمكن و استطاعت مالي لازم براي پرداخت آن را داشته باشد. بدين ترتيب، يكي از شرايط تحقق جرم ترك انفاق، «تمكن و استطاعت مالي زوج» است و در صورتي كه زوج توانايي و استطاعت لازم براي پرداخت نفقه نداشته باشد، ملزم به پرداخت نفقه نبوده و ارتكاب جرم ترك انفاق نيز منتفي خواهد بود.
تمكين زوجه: شرط ديگر تحقق جرم ترك انفاق، تمكين زوجه از زوج است. منظور از تمكين، انجام وظايف زناشويي است كه پس از ازدواج به عهده زوجه مي‌باشد. بنابراين، در صورتي كه زوجه بدون عذر موجه از ايفاي وظايف و تكاليف زناشويي خودداري نمايد و زوج نيز مبادرت به ترك انفاق وي نمايد، عمل ارتكابي زوج جرم نبوده و قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود.
مجازات جرم ترك انفاق: در صورتي كه زوج تمكن مالي مناسب براي پرداخت نفقه داشته باشد و زوجه نيز از وي تمكين كند، و همچنان زوج از پرداخت نفقه خودداري نمايد، وي مرتكب جرم ترك انفاق شده كه عمل وي مستوجب حبس از 3 تا 5 ماه (به نظر قاضي رسيدگي‌كننده) مي‌باشد.

الهه فلاحي، كارشناس ارشد حقوق‌
 
http://noorportal.net/394/4449/25887.aspx




خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #5 : جولای 18, 2010, 01:36:25 pm »



فلسفه مهريه براي زنان چيست؟


پديد آمدن مهريه نتيجه تدبير ماهرانه‏اي است که در متن خلقت و آفرينش براي تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به يکديگر بکار رفته است. مهريه ريشه در حيا و عفاف زن دارد.


 زن با الهام فطري دريافته است که عزت و احترام او به اين است که خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد/


 و همين سبب شده که زن توانسته با همه ناتواني جسمي، مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با يکديگر وادار کند.


 در طول تاريخ زن در مرد تأثير فراوان داشته است، تأثير زن در مرد از تاثير مرد در زن بيشتر بوده است بسياري از هنر نمايي‏ها و شجاعت‏ها و دلاوريها و نبوغ‏ها و شخصيت‏هاي مرد مديون زن و خودداري‏هاي ظريفانه او است، مديون حيا و عفاف زن است. براي همين زن هميشه در روحيات مرد تأثير مي‏گذاشته و مرد دراجتماع، آنگاه که حيا و عفاف و خود داري زن از ميان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مهر باطله مي‏خورد و بعد مرد مردانگي خود را فراموش مي‏کند و سپس اجتماع در اثر فساد و بي بندباري و شکسته شدن نظام و ارکان خانواده منهدم مي‏گردد/


 در روايات اسلامي وارد شده که مرد از زن شهواني‏تر نيست بلکه بر عکس است. لکن زن در مقابل شهوت از مرد تواناتر و خود دارتر آفريده شده است و مرد در مقابل غريزه از زن ناتوان‏تر است، اين خصوصيت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسليم اونشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نياز کند و براي جلب رضاي او اقدام نمايد. يکي از آن اقدامات اين بوده که براي جلب رضاي او و به احترام موافقت او هديه‏اي بنام«مهريه» نثار او مي‏کرده است.{1}


 مهريه ماده‏اي است از يک آئين نامه کلي که طرح آن در متن خلقت ريخته شده است و با دست فطرت تهيه گرديده است.


 در اسلام هم مهريه يک چيز ابداعي و اختراعي نبوده بلکه اسلام مهريه را به حالت فطري و طبيعي آن برگردانيد.


 قرآن کريم با لطافت و ظرافت بي نظيري مي‏گويد: (وآتُو النِسأَ صَدُقاتِهِنَّ نَحْلًَْ);{2} يعني مهريه زنان را که به خود آنها تعلق دارد (نه به پدران يا برادران آنها) و عطيه و پيشکشي است از جانب شما به آنها به خودشان بدهيد. قرآن کريم در اين جمله کوتاه به سه نکته اساسي اشاره کرده است: اولاً با نام صدُقه ياد کرده است نه با نام مهريه زيرا نشانه راستين بودن علاقه مرد است. ديگر اينکه با ملحق کردن ضمير (هُنَّ) به اين کلمه مي‏خواهد بفرمايد که مهريه به خود زن تعلق دارد نه پدر و مادر، مهريه مزد پرورش و شيردادن و تغذيه و خوراک او نيست. سوم اينکه با کلمه نحله کاملاً تصريح مي‏کند که مَهر هيچ عنواني جز عنواني تقديمي و پيشکشي و عطيه و هديه ندارد.{3}


 بنابراين مهريه از احساسات دقيق و عطوفت‏آميز مرد ناشي شده نه از احساسات خشن و مالکانه او، آنچه از ناحيه زن در اين امر دخالت داشته، حسن خودداري مخصوص او بوده نه ضعف و بي اراده بودن او، مهريه تدبيري است از ناحيه قانون خلقت براي بالا بردن ارزش معنوي زن و قرار دادن او در سطح عاليتري.


 در حقيقت ارزش معنوي مهريه براي زن بيش از ارزش مادي آن است.{4}


 گذشته از اينها مي‏توان مهريه را بعنوان يک پشتوانه اجتماعي براي زن محسوب کرد زيرا در صورت جدايي زن و مرد، زن متحمل خسارت بيشتري مي‏شود زيرا مرد طبق استعداد خاص بدني معمولاً در اجتماع نفوذ و تسلط بيشتري دارد و همچنين مردان براي انتخاب همسر مجدد امکانات بيشتري دارند ولي زنان بيوه با از دست رفتن سرمايه جواني و زيبايي امکاناتشان براي انتخاب همسر جديد کمتر است مهريه چيزي به عنوان جبران خسارت براي زن و وسيله‏اي براي تأمين زندگي آينده اوست/


 پاورقي:


  [1]. با استفاده از «نظام حقوق زن‏در اسلام»، ص 201/


  [2]. سوره نسأ، آيه 4/


  [3]. تفسير فخر رازي، ج9، ص180/


  [4]. نظام حقوق زن در اسلام، ص206/

 
خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #6 : جولای 18, 2010, 01:37:35 pm »


وضعیت حقوقی مهریه چیست؟


 به مجرد عقد، زن مالك مهر می‌شود و نسبت به آن حق مطالبه خواهد داشت؛ بنابراین می‌تواند هر گونه تصرفی نیز در آن بنماید. «پرداختن مهریه به عهده شوهر باشد كه باید عندالقدره و الاستطاعه بپردازد.» یعنی در صورت داشتن توانایی و وسعت و تمكن مالی. شرطی است كه در قباله پیشینیان می‌نوشتند. آوردن این شرط به معنی حال نبودن مهر نیست. بلكه حكایت از توافق طرفین دارد بر این كه ایفای تعهد نباید موجب تنگدستی شوهر شود. آوردن این شرط و بیان تعیین مدت برای پرداختن مهر اسقاط حق حبس زن را به دنبال می‌آورد. مگر این كه توافق زوجین ناظر به وضع كنونی شوهر و به منظور ایجاد گشایش و دادن مهلت باشد. در این صورت شرط «عندالقدره و الاستطاعه» نمی‌تواند دلیل بر اسقاط ضمنی حق حبس باشد. وجود قباله ازدواج نمایانگر تعهد زوج است. هرچند كه نكاح در حكم عقد معاوضی (یعنی عقدی كه دو طرف یا یكی از آن دو را ملزم به انجام امری می‌نماید) است و برای زن و مرد ایجاد تعهد و تكلیف می‌كند. به تبع عقد نكاح برای زن و مرد حق حبس ایجاد می‌شود؛ زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده است از تمكین در برابر مرد امتناع كند. متقابلا مرد هم می‌تواند پرداخت مهر را منوط به تمكین زن نماید. لكن قانون مدنی این اصل مسلم معاملات معاوضی را درخصوص نكاح به سكوت برگزار می‌كند و تنها از حق حبس زن سخن می‌گوید. علت آن نابرابری شرایط مرد و زنی است كه در آستانه ازدواج قرار گرفته‌اند زیرا پرداختن مهر برای زوج قابل جبران است لكن چنانچه زوجه تمكین و زوج از پرداختن مهر امتناع كند، زوجه متحمل خسارتی جبران‌ناپذیر شده كه قابل قیاس با از‌دست‌رفتن مهر نیست. قوانین و مقررات راجع به نكاح از قوانین آمره به حساب می‌آیند. این قوانین قوانینی هستند كه طرفین نمی‌توانند خلاف آن را توافق كنند یا خلاف آن را شرط كنند و اراده افراد برخلاف آن نافذ نخواهد بود. مثلا در عقد نكاح منقطع باید مهر معلوم و مشخص باشد و عدم مهر موجب بطلان خواهد بود. در این عقد كه عقد تمتع نامیده می‌شود مدت نكاح را ذكر می‌كنند، لكن عقد نكاح دائم عقدی است كه مدت ندارد. براساس قانون، اوراق عقد و طلاقی كه مطابق مقررات و نظام‌نامه‌های جاری به ثبت برسد، سند رسمی محسوب می‌شود و محتوی مندرجات و امضاهای آن معتبر است مگر این كه خلاف آن ثابت شود و جعلی باشد. به همین دلیل درباره مهریه مندرج در سند رسمی ازدواج بی‌آن‌ كه حكمی از سوی محاكم دادگستری صادر شده باشد، قابلیت اجرا وجود دارد. اگر مهر در عقد ذكر نشده باشد و شوهر بعد از نزدیكی زن را طلاق دهد، مهرالمثل تحقق خواهد یافت. مهرالمثل مهریه‌ای است كه در صورت مشخص نبودن مهر با رعایت حال زن تعیین می‌شود. در این فرض هرگاه زوجه مدعی وقوع نزدیكی باشد و زوج آن را انكار كند، منكر سوگند داده می‌شود، زیرا اصل بر عدم وقوع نزدیكی است. همان طور كه در خصوص مهر نیز با وجود اختلاف در میزان آن، سخن زوج پذیرفته خواهد شد. زیرا اصل بر برائت ذمه زوج بر افزون‌تر از مورد اقرار است. درخصوص اختلاف زوجین نسبت به صفت مهر، سخن زوجه با سوگند پذیرفته می‌شود، اما درخصوص تسلیم مهر با توجه به این كه اصل بر عدم تسلیم است، قول زن مورد قبول است و مشغول ذمه بودن یا بدهكار بودن زوج استصحاب می‌شود؛ یعنی همچنان بدهكار باقی می‌ماند. موجب تحقق مهر عقد نكاح است و به مجرد عقد زن مالك مهر می‌شود و چون مهر به دارایی او اضافه می‌شود و حق مطالبه نیز دارد، می‌تواند هر گونه تصرفی در آن كند. در نتیجه مالكیت زن بر كابین نیازمند قبض نیست. همچنین تبدیل مهر مانع پرداختن نمی‌تواند باشد؛ مثلا اگر مهر مال غیرمنقول قابل تقسیم باشد و نصف آن به طور مشاعی بخشیده شده باشد و پس از بخشیدن و قبل از دخول طلاق واقع شود، نصف باقیمانده به زوج تعلق خواهد داشت. مال غیرمنقول هم مالی است كه قابل تقسیم است و 2 نفر مالك دارد و آن دو نفر به طور مشاع مالك هستند و یكی نمی‌تواند بدون اطلاع دیگری آن را بفروشد چون مالك دوم برای خرید مقدم است. تسلیم مهر به زن تكلیف مرد است و تا زمانی كه به این تكلیف عمل نكرده، ضامن عیب و تلف آن است. اصول كلی معاملات در عقد نكاح و عقدی كه به تبع آن درخصوص صدق واقع شده، حاكم خواهد بود. مثلا در وضعیتی كه مهر معیوب باشد، زن حق خواهد داشت مهر را برگرداند و مثل یا قیمت آن را از شوهر بخواهد یا عین مهر را نگه دارد و تفاوت قیمت بین صحیح و معیوب را از باب ارش (یعنی تفاوت قیمت بین صحیح و معیوب) مطالبه كند. موجب تحقق مهر عقد نكاح است و عقد نكاح دائم و منقطع هر گاه باطل بوده باشد و نزدیكی هم صورت نگرفته باشد زن حق مهر نخواهد داشت و اگر مهر را گرفته باشد ، مرد می‌تواند آن را استرداد كند البته چنانچه زن به فساد نكاح جهل داشته باشد و نزدیكی هم صورت گرفته باشد ، مستحق مهرالمثل است. علاوه بر آن، چنانچه به مناسبت وعده ازدواج تمام یا قسمتی از صداق مقرر بین طرفین به زن داده شده باشد و وعده داده شده به فرجام نرسد، با توجه به این كه هر یك از دو طرف حق خودداری از ازدواج داشته‌اند، به تبع آن مهر پرداخت شده قابل برگشت است. اگر مهر مذكور را هبه بدانیم، باز هم مانعی برای رجوع به آن نیست زیرا قانون مدنی این مورد را برشمردن مواردی كه حتی با بقای عین آنچه بخشیده شده، فرد بخشنده نمی‌تواند به كسی كه به او بخشیده شده رجوع كند، منظور نداشته است .
خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #7 : جولای 18, 2010, 01:56:55 pm »

موضوع لعان چیست؟
نویسنده: . چهارشنبه 16 تیر 1389




اگر مردی زنی را متهم به زنا کرد باید چهار شاهد بیاورد.حال اگر چهار شاهد نداشت تکلیفش چیست؟باید بداند که چون شاهد ندارد، اگر شهادت دهد خودش را تازیانه می زنند، پس وظیفه اش سکوت کردن است.حال اگر آن مردی که دیده آن زن زنا می کند شوهر آن زن باشد تکلیفش چیست؟آیا او هم اگر چهار شاهد وجود داشت بیاید پیش حاکم شرعی اظهار کند که زن من زنا کرده است؟اگر بخواهد چهار شاهد پیدا کند آنها کارشان تمام شده است.اگر شاهد، غیر شوهر بود، می گفتند حال که چهار شاهد نیست، سکوت کن، حرف نزن، به تو چه ربطی دارد؟اگر بگویی، خودت را تازیانه می زنند.



شوهر وقتی پیش حاکم شهادت می دهد باید چهار بار سوگند به خدا بخورد و خدا را گواه بگیرد که اینکه می گوید راست است و دروغ نمی گوید.یعنی یک بار شهادت دادن کافی نیست، باید چهار بار باشد.چهار بار هم باید توام با سوگند باشد.آیا این مقدار کافی است؟باز هم کافی نیست.در مرتبه پنجم باید به خودش لعنت کند و بگوید: لعنت خدا بر من اگر دروغ بگویم » .آیا همین جا کار تمام می شود و به زن می گویند ثابت شد که تو زنا کرده ای؟نه.به زن تکلیف می کنند و می گویند شوهرت «لعان » کرد، یعنی چهار بار قسم خورد و یک بار هم خودش را لعنت کرد اگر دروغگو باشد، تو چه می گویی؟ اگر زن اقرار کرد مجازات می شود و اگر هم سکوت کرد و از خود دفاع نکرد، باز مثل اقرار است، ولی یک راه دیگر جلوی زن می گذارند، می گویند تو هم بیا مثل او قسم بخور. تو هم چهار بار قسم بخور که شوهرت دروغ می گوید.چهار بار خدا را گواه بگیر و قسم بخور که شوهرت دروغ می گوید و در دفعه پنجم بگو «غضب خدا بر من اگر شوهرم راست می گوید» .اگر حاضر نشد این کار را انجام دهد می گویند معلوم است تو زنا کرده ای و مجازات می شود.اما اگر حاضر شد و گفت من هم از خودم دفاع می کنم، تکلیف چه می شود؟مرد چهار بار شهادت داده و خودش را هم لعنت کرده اگر دروغ گفته باشد، و زن هم چهار بار قسم خورده که شوهرش دروغ می گوید و برای پنجمین بار گفته است که «غضب خدا بر من اگر شوهرم راست گفته باشد» ، اسلام چه حکم می کند؟آیا اینجا مرد را در حکم قاذف و تهمت زن می شناسد و به او تازیانه می زند؟نه.آیا زن را گناهکار می شناسد و او را مجازات می کند که در اینجا مجازاتش رجم و سنگسار است؟

نه.پس چه می کند؟اسلام می گوید:حال که کار به اینجا کشیده است، میان شما جدایی مطلق باید باشد و طلاق هم لازم نیست، همین عمل در حکم طلاق است، شما دیگر از یکدیگر جدا هستید، او این طرف جو و او آن طرف جو، دیگر از این ساعت زن و شوهر نیستید. ا



خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #8 : جولای 18, 2010, 01:57:48 pm »

ادامه " لعان " ...

یک نوبت در زمان پیغمبر اکرم(ص)و در حضور ایشان این عمل صورت گرفت که می گویند شان نزول این آیه همان است.

مردی به نام هلال بن امیه، روزی هراسان آمد خدمت رسول اکرم(ص)و گفت:یا رسول الله من به چشم خود زنم را دیدم که با فلان مرد زنا می کرد.پیامبر اکرم(ص) رویشان را برگرداندند.برای بار دوم و بار سوم نیز این سخن را بر زبان آورد و گفت یا رسول الله خدا خودش می داند که من راست می گویم و دروغ نمی گویم.همین آیات نازل شد و پیامبر اکرم(ص)بعد از نزول آیات، هلال بن امیه را احضار فرمود و زنش را هم احضار کرد.زنش از اشراف مدینه و فامیل دار و قبیله دار بود.هلال هم با فامیل و قبیله خودش آمد.برای اولین بار پیغمبر اکرم(ص)مراسم «لعان » را اجرا کرد.به مرد فرمود بیا چهار بار قسم بخور و خدا را گواه بگیر که راست می گویی، دفعه پنجم هم لعنت خدا بر تو اگر دروغگو باشی.آمد و با کمال رشادت اینها را گفت. به زن هم گفتند که چهار بار قسم بخور که شوهرت دروغ می گوید.زن اول سکوت کرد و زبانش تقریبا بند آمد.نزدیک بود اعتراف کند.

نگاهی به چهره خویشاوندان خود کرد[و با خود] گفت:نه، من هرگز روی اینها را سیاه نمی کنم و اسباب خجلت اینها را فراهم نمی کنم.گفت:من این کار را می کنم.وقتی هلال بن امیه چهار بار خدا را قسم خورد و خواست خودش را لعنت کند پیغمبر اکرم(ص)فرمود بدان که عذاب آخرت از عذاب دنیا خیلی شدیدتر است، مبادا زن خود را به دروغ متهم کرده باشی؟از خدا بترس! گفت:نه یا رسول الله.خدا خودش می داند که من دروغ نمی گویم.

به زن هم بعد از چهار شهادت، وقتی خواست بگوید «غضب خدا بر من...» فرمود از غضب خدا بترس، آنچه در آخرت است از آنچه در دنیاست خیلی شدیدتر است، مبادا اگر حرف شوهرت حقیقت دارد او را تکذیب کنی!این بود که زبان زن بند آمد.یک مدتی هم توقف کرد و نزدیک بود اعتراف کند اما سرانجام این جمله را گفت.

پیغمبر اکرم(ص)فرمود دیگر از این ساعت شما زن و شوهر یکدیگر نیستید

منابع مقاله:

آشنائی با قرآن جلد چهارم، مطهری ، مرتضی؛
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=2798&LanguageID=1




« آخرين ويرايش: جولای 18, 2010, 01:59:50 pm توسط p.abedi.moshaver » خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
p.abedi.moshaver
Moderator
Hero Member
*****
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1418



ديدن مشخصات
« پاسخ #9 : آگوست 13, 2010, 08:41:06 pm »


ساختار اجتماعی – حقوقی مهریه

در این گفتار مدون ، در پی بررسی سلسله مباحث مربوط به « خانواده و قانون » ، تلاش بر آن بوده كه نسبت به بررسی ابعاد لغوی – ادبی ، تاریخی – فلسفی ، فرهنگی – اجتماعی، و قانونی – قضائی بحث « مهریه در عقد نكاح » تأملی نموده و نظر دوستان ، كاربران و اساتید فرهیخته را به جوانب مختلف این موضوع معطوف بداریم.
لذا این نوشتار ( ساختار اجتماعی – حقوقی مهریه، بخش اول ) با بررسی مباحث زیر ارائه می گردد:
-1 مقدمه
-2 تعریف لغوی و ادبی مهریه
-3 تعریف قانونی و حقوقی مهریه
-4 ریشه فقهی و قرآنی مهریه
-5 تاریخچه و فلسفه وجودی مهریه

.1 مقدمه: پس از این كه عقد ا زدواج به طور صحیح و مطابق با شرایط و ویژگی های قانونی واقع گردید، زن و شوهر به حكم قانون ایران ، حقوق و تكالیف گوناگونی در برابر هم پیدا می كنند. بیشتر این حقوق و تكالیف فاقد جنبه مالی بوده و با چهره ای معنوی ، پیوند زن و شوهر را محكم و راسخ می نماید. با این حال مدیریت كانون خانواده لزوم هزینه های مالی را نیز اقتضاء دارد كه بنا به همین ضرورت ، زن و مرد از لحاظ مالی با هم رابطه حقوقی پیدا نموده و قانون مدنی نیز در تنظیم این رابطه نظارت دارد.
از طرف دیگر ، قانونگذار برای جلوگیری از طلاق های بی مورد و اثبات علاقه و تمایل مرد به دوام زندگی خانوادگی و در راستای تحكیم اساس و بنیان خانواده – این كوچكترین و مهمترین نهاد اجتماعی – تكلیف نموده كه مرد هنگام ازدواج، مالی به عنوان مهریه به زن بدهد و زن و مرد می توانند در خصوص میزان و شرایط پرداختن این مال با هم توافق و تراضی نمایند . طبیعی است كه اجرای چنین قراردادی برای مرد و زن ، تكالیف و حقوق مالی به وجود می آورد.

.2 تعریف ادبی و لغوی مهریه:
مَهر بر وزن « شَهر » ، مال ( و یا چیزی كه قائم مقام مال باشد ) معیّنی است كه بر سبیل متعارف ، زوجه به زوج در عقد نكاح می دهد و یا به نفع زوجه بر ذمه و عهده خود می گیرد. معادل این كلمه در فرهنگ زبان انگلیسی ، كلماتی همچونDowry یاNuptial gift به كار می رود.
.3 تعریف قانونی و حقوقی مهریه:
قانون مدنی ایران ، تعریفی از « مهر » ارائه ننموده است ، لیكن از بررسی مواد قانونی مربوط به مهریه معلوم می شود مهر عبارت است : « مالی كه مرد برای عقد نكاح به همسر خود تملیك می نماید. به عبارت دیگر ، مهر مالی است كه به مناسبت عقد نكاح ، مرد ملزم به دادن آن به زن می شود. »
این الزام مرد ناشی از حكم قانون است و ریشه قراردادی ندارد. به همین دلیل است كه سكوت زن و مرد در حین عقد نكاح یا توافق زن و مرد بر این كه به زن مهریه ای تعلق نگیرد، تكلیف قانونی مرد در مورد دادن نفقه را از بین نمی برد. بنابراین نفس مهریه نوعی الزام قانونی است كه بر شوهر تحمیل می شود و تنها كاری كه زوجین می توانند انجام دهند این است كه هنگام عقد یا پس از آن ، مقدار مهر را به تراضی و توافق هم معین سازند.

-4 ریشه فقهی و قرآنی مهریه:
قرآن كریم در آیه شریفه 4 از سوره مباركهنساء، از مهریه و خصوصیات آن سخن می گوید، بدین مضمون كه « كابین زنان را كه به خود آنان تعلق دارد ( و نه پدران و برادران آنان ) و عطیه و پیشكشی است از جانب شما به آنان ، به خودشان بدهید . »
منظور از كابین ، همان مهریه یا مبلغی است كه مرد به هنگام عقد نكاح به زن می دهد یا بر ذمه وی مقرر می شود .
« این جهان نوعروس را ماند
رطل كابینش گیر و باده بیار »كابین نامهبه معنایعقدنامه ،كابین خواستن به معنایطلب مهر كردن ،كابین دادن به معنایمهریه دادن وكابین كردن به مفهوم عقد کردن و نكاح كردن به كار می رود. كما این كه منوچهری شاعر طرب و طبیعت چنین سروده است :
« بباید علی الحال كابینش كرد
بیرزد به كابین چنین دختری »قرآن مجید از مهریه به نام « صَدُقه » یاد كرده است. به عقیده مفسران قرآنی « صدقه » از ماده « صدق» است و نشانه راستین بودن علاقه و تمایل مرد به زن می باشد. ضمن اینكه بنا به نظر صریح قرآن ، مهریه به خود زنان متعلق است كه این دیدگاه با توجه به كاربرد ضمیر « هُنَّ » در آیه شریفه فوق الذكر مورد تأیید و تأكید می باشد. همچنانكه با اعمال كلمه « نَحله» ، تصریح می فرماید كه عنوان مهریه صرفاً هدیه ، عطیه و پیشكشی از جانب مرد به زن می باشد و نه چیزی غیر از آن .
قرآن كریم هر رسم ، آئین ، و شیوه قومی را كه موجب تضییع حقوق زنان در خصوص مهریه می گردید، منسوخ نمود. ازجمله آن كه به موجب رسوم جاهلیت ، هرگاه مردی نسبت به زن خود دلسرد و بی میل می شد ، آن قدر او را در مضیقه ، تنگنا ، شكنجه و عسر و حرج قرار می داد كه ضمن رضایت به طلاق ، تمام یا قسمتی از مهری كه به زن داده شده ، جبران شود. این همان رسمی است كه به عنوان مثلی در افواه عموم مردم شكل گرفته است : « مهرم حلال ، جانم آزاد ». اما قرآن كریم در آیه شریفه19 از سوره مباركه نساء می فرماید : « زنان را به خاطر این كه چیزی از آنها بگیرید و قسمتی از مهری كه به آنها داده اید ، جبران نمایید تحت مضیقه و شكنجه قرار ندهید.»
-5 تاریخچه و فلسفه مهریه:
به نظر استاد متفكر مطهری ، مطابق با یك سلسله وقایع تاریخی و نه حقایق علمی و تجربی و از بررسی زندگی نوع انسان در ادوار ماقبل تاریخ كه بشر به حال توحش می زیسته و زندگی قبیله ای داشته تا اكنون ، این گونه به نظر می رسد و فرض می شود كه در مراحل اولیه دلایلی همچون عدم آگاهی عمومی به تأثیر آمیزش مرد در تولید فرزند ، اعتقاد به انتقال نسب از طریق مادر و نگرش به مرد به عنوان موجودی عقیم و نازا ( به این دلیل كه فرزند به طور مستقیم از مادر متولد می گردیده است) ، باعث می شده كه مرد به عنوان طفیلی زن زندگی كند و خدمتكار وی باشد . در این دوره ، كه موسوم به دوره « مادرشاهی » یا « مادر سالاری » بوده ، زن بر مرد حكومت می نموده است.
در مرحله بعدی ، بنا به دلایلی همچون آگاهی عمومی به نقش بسزای مرد در توالد و تناسل ، و تلقی مرد از خود به عنوان صاحب اصلی فرزند و ریاست خانواده از یك سو و وجود روابط خصمانه و جنگجویانه بین قبایل و نیاز مرد به انتخاب زن به عنوان همسر خود از سوی دیگر باعث گردید تا مردان ضمن به دست گرفتن حكومت، دختر مورد نظر خویش را از میان افراد قبیله دیگر می ربودند.
اما از آنجا كه به تدریج صلح و صفا و دوستی ، جای خصم و دشمنی و عناد را گرفت و همزیستی مسالمت آمیز به عنوان یك اصل عرفی و سپس قانونی ، مقبول جوامع و دول مختلف جهان قرار گرفت، رسم ربودن دختر نیز منسوخ گردید و مرد برای به دست آوردن دختر مورد تمایل و علاقه خود با رفتن میان قبیله و خانواده وی و كار كردن برای پدر او و به ازای خدمت در قبال پدر دختر ، خود را به عنوان داماد خانواده مطرح می نمود.
در مرحله بعدی مرد دریافت كه به جای سال ها كار و تلاش برای پدر عروس بهتر است كه هدیه ای به عنوان پیشكش تقدیم او نماید و دختر را از او بگیرد و به نظر می رسد رسم « مهر» از این دوره تاریخی و این طرز پندار و كردار نوع مردان نشأت گرفته است.
شایان ذكر است مطابق با نظریه ای ، بعد از سقوط سیستم « مادر شاهی » و تأسیس سیستم « پدر سالاری » ، زن در حكم برده و یا اجیر مرد قرار گرفت و به او به عنوان یك ابزار اقتصادی كه احیاناً موجب تسكین شهوت مرد می گردید، نگاه می شد . چنین زنی فاقد استقلال اجتماعی و اقتصادی انگارده می شد كه محصول تلاش او متعلق به مرد دیگری اعم از پدر یا برادر یا شوهر بود. همچنین این زن هیچ گونه اختیاری در انتخاب شوهر نداشت. این طور عنوان شده كه در این دوره زمانی ، پولی كه مرد به عنوان مهریه به زن می داده در مقابل بهره اقتصادی بوده كه از زن در ایام زناشویی می برده است.
در جریان تحول روابط انسانی بین زن و مرد در این خصوص ، مرحله دیگری هم قابل تصور و تصدیق می باشد. در این مرحله مرد در جستجوی همسر مورد علاقه خویش برآمده و بعد از تحقق منظور و انتخاب زن زندگی آینده خود ، در هنگام ازدواج هدیه ای تقدیم وی می نماید.
در مورد این هدیه ، هیچكدام از والدین نسبت به آن حقی نداشته و زن از هر لحاظ استقلال مالی – اقتصادی و اجتماعی خود را حفظ می نماید و حق تصرف در مال خود را دارد.

از جمله خصوصیات و ویژگی های این مرحله می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

-1 انتخاب مرد به عنوان همسر آینده ، به اختیار و اراده خود زن بوده و در این خصوص كاملاً آزادانه عمل می نموده و افرادی همچون پدر یا برادر ، امكان تحمیل اراده خود را نداشته و نباید سرنوشت دختر را به میل و سلیقه شخصی خود رقم بزنند.-2 چه زمانی كه دختر در خانه پدر به سر می برد و چه هنگامی كه در پی ازدواج به خانه شوهر خود می رود كسی حق ندارد محصول كار و تلاش و زحمت زن را استثمار نماید و زن با آزادی كامل در قراردادها و معاملات ، احتیاجی به اخذ نظر مثبت شوهر خود ندارد.
-3 مرد در عین بهره برداری از وصال زن ، مكلف است زندگی زن را در حدود امكانات خود تامین نماید. این مرحله با خصوصیات موصوف مورد تأیید دین مبین اسلام و كتاب شریف قرآن قرار گرفته و تمامی انسان ها ، مسلمانان و مؤمنان به عمل مطابق با این نكات سفارش شده اند.
همانطور كه در مطلب « بررسی مباحث خواستگاری و نامزدی در حقوق مدنی ایران » نیز مورد اشاره قرار گرفت در قانون خلقت مرد مظهر نیاز و طلب و خواستاری ، و زن مظهر مطلوبیت و پاسخگویی آفریده شده است. از نظر متخصصان و دانشمندان ، مرد از لحاظ قوای جنسی از زن قوی تر است اما در روایات اسلامی تأكید گردیده مرد از این نظر قوی تر نیست بلكه حتی برعكس این موضوع مصداق دارد، لیكن زن بنا به خصوصیات ذاتی و فطری خود با قدرت خودداری بیشتری نسبت به مرد آفریده شده است. نتیجه نظریه دانشمندان و دیدگاه مطروحه در روایات اسلامی هر دو یكی است ، بدین معنا كه مرد در قبال غریزه از زن ناتوان تر است.
لذا این خصوصیت همواره به زن فرصت داده كه دنبال مرد نرود و به زودی تسلیم عشق و تمایل او نشود و برعكس مرد را وادار به اظهار نیاز به زن و جلب رضایت او نموده است.
از جمله اقداماتی كه مرد در راستای جلب رضایت و احترام به موافقت زن به عمل آورده ، اعطای هدیه ای به زن می باشد.
فهرست منابع و مآخذ:

.1 كاتوزیان ، دكتر ناصر ، دوره مقدماتی حقوق مدنی ( حقوق خانواده ) ؛ انتشارات دادگستر ، تهران ، چاپ اول ، پاییز سال79..2 مرحوم امامی ، دكتر سید حسن ، حقوق مدنی ؛ انتشارات كتابفروشی اسلامیه ، تهران ، چاپ سیزدهم ، شهریور ماه سال75 ، جلد چهارم .
.3 كاتوزیان ، دكتر ناصر ، قانون مدنی در نظم حقوقی كنونی ؛ نشر دادگستر ، تهران ، چاپ اول ، تابستان 77.
.4 استاد شهید مطهری ، مرتضی ، نظام حقوق زن در اسلام ؛ انتشارات صدرا ، تهران ، چاپ بیست و هفتم ، تیرماه سال78.
.5 جعفری لنگرودی ، دكتر محمدجعفر ، ترمینولوژی حقوق ؛ كتابخانه گنج دانش ، چاپ هشتم ، سال 76.
.6 معین ، دكتر محمد ، فرهنگ فارسی ( متوسط) ؛ انتشارات امیركبیر ، تهران ، چاپ پنجم ، سال 1362 ، جلد سوم .
.7 میرمحمد صادقی ، دكتر حسین ، واژه نامه حقوق اسلامی ؛ نشر میزان ، چاپ پنجم ، پاییز سال 76.



بنقل از تبیان tebyan.net
انجمن زناشویی و عاشقانه محدثه
www. mohadese.com





خارج شده است

... و من الله التوفیق ... پروین عابدی ، واحد مشاوره
گل بیتا
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 4


ديدن مشخصات
« پاسخ #10 : فبریه 28, 2011, 11:47:45 am »

ایول اینجا حقوقی هم داریم؟
خارج شده است
صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
 
پرش به :