صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: ملی شدن نفت  (دفعات بازدید: 3417 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
shiva
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 9



ديدن مشخصات
« : آگوست 21, 2010, 12:28:35 pm »

گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود ، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست .
 
قبل از شروع جلسه ، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست ، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست ..
 
جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند ، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد .
 
جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید ، جای شما آن جاست .
 
کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا میکرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت :
 
شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است ؟
 
نه جناب رییس ، خوب می دانیم جایمان کدام است ..
 
اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای دیگران نشستن یعنی چه ؟
 
او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ...
 
سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت.
 
با همین ابتکار و حرکت ، عجیب بود که تا انتهای نشست ، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد
خارج شده است
امیر رها
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 12



ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : سپتامبر 22, 2010, 01:22:03 am »

خداییش اینو تا حالا نشنیده بودم یا شاید فراموشم شده بود. مرسی. عبرت آموز بود. سکوت
خارج شده است

raha
fda-esfandiary
Newbie
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 34


ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : اکتبر 07, 2010, 11:02:01 am »

چه قدرتی داشتیم و چه مردانی که از حق ما دفاع کردند تا ایران به صورت امروز در بیاد گریه گریه گریه
خارج شده است
صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
 
پرش به :